صفحه اصلی
سامانه ارتباطی 137
گالری تصاویر
سامانه مناقصه و مزایده
آرشیو اخبار

همشهری  

شهروند غیر نمونه

همه ی همشهری های من؛ شهروند نمونه اند بجز یک نفر که نامش در داستانهای کهن و افسانه ها آمده است. این شهروند غیر نمونه ی غیرانتفاعی؛ از صبح که خدا روزی می داد با صدای جانبخش خروس هایش همه اهل محل به زوربیدار می شدند. ساعت 7:30 ماشینش را روی حیاط روشن می کرد و نیم ساعت گاز می دادتا موتورش گرم شود و دودش نفس ها را تازه کند. موقع بیرون رفتن؛ صدای باز و بسته شدن درب آهنی حیاطشان تا هفت تا خانه می رفت. بعد نوبت زنش می شد که با زور شلنگ آب؛ تمام حیاط را بشوید و توی کوچه آب راه بیندازد و البته خود شهروند غیرنمونه هم واجب می دانست که یک روز در میان ماشینش را با فشار همان شلنگ آب بشوید. وقتی ازسرکارش به خانه بر می گشت؛ همه ی اهل محل به احترامش بیدار می شدند؛ چه ساعت 2/5عصر تابستان بود و چه ساعت 10/5 شب زمستان؛ آنقدر بوق می زد و به ماشینش گاز میداد تا زن و بچه هایش بیایند درب حیاط را باز کنند. ایشان آدم مردمداری بود؛ هرچند وقت یک شب توی خانه اش مراسم مذهبی یا جشن عروسی می گرفت و اهل چهل تا از خانه های اطراف را تا نیمه شب مهمان بلندگوها و صداها می کرد. تعمیرات و نوسازی ودیوارکشی داخل باغ و خانه اش را به احترام ماموران شهرداری؛ فقط روزهای جمعه وتعطیل انجام می داد و البته شن و ماسه و آجر و نخاله های ساختمانی اش را تا دو ماه جهت نمایش عمومی توی کوچه در ملا عام قرار می داد. زباله ها را به صورت مخلوطی ازپوست میوه و کاغذ و شیشه و خرده غذا و پاره آجر و شیرابه و... می ریخت توی یک سطل پلاستیکی روباز و از همان بعد از ظهر می گذاشت توی کوچه که تا ساعت 11/5شب؛ هم اهل محل لذت ببرند و هم کارگران شهرداری موقع خالی کردن سطل زباله؛ درود بفرستند.ایشان تا سر کوچه و دکان بقالی و نانوائی را مثل حریم خانه اش می دانست و این جاهارا با زیر شلوار و زیر پیراهن و دمپائی و با سر و وضعی که انگار هرگز شانه و حمام ندیده است می رفت.  پشت سرش می گفتند که توی خانه اش گاو و گوسفند دارد و توی باغش چاه زغالی دارد و هر روز صبح زود هوای شهر را تصفیه می کند اما دروغ است باور نکنید. گفتند با موتور و ماشین توی بلوار وخیابان ها نا دست و خلاف و یکطرفه می رود ولی من از چشم خودم ندیدم؛

این مطلب ادامه دارد...

شهروندغیر نمونه 2

از گذشته هاي دور، نقل کرده اند که همشهري غيرنمونه؛ در طول يک سال به مشاغل مختلف روي آورد: ابتدا ميوه و سبزي مي فروخت و سطح پياده رو و نيم متر از خيابان و روي معبرآب را با صندوق ها؛ پوست ميوه؛ برگ؛ آشغال سبزي؛ مگس و ... آراسته مي کرد؛ سپس مرغ فروشي باز کرد و ضمن ايجاد ترافيک؛ در اوّل صبح و آخر شب؛  شيرابه اي شامل خون و محتويات شکم و پَر مرغ هارا، به همراه آب شستشوي کف مغازه اش، به سمت پياده رو و معبر آب هدايت مي کرد تا ضيافت مگس ها و موش ها تکميل گردد. وقتي ابزارفروشي باز کرد؛ هر روز صبح هرچه فُرقون؛جارو؛ سطل؛ لوله بخاري؛ شلنگ؛ زنجير؛ پلاستيک و ... داشت در سطح پياده رو مي چيد واز سقف نماي مغازه اش آويزان مي کرد؛ سپس شغل جوشکاري و در و پنجره سازي پيشه کردو همة کارش را در بيرون کارگاه و کف پياده رو انجام مي داد و البته بعداً محل کارش را به خيابان اصلي شهر منتقل کرد و آنچه در و پنجره؛ ميز؛ صندلي و آهن پاره ووسائل اقساطي در اصفهان سراغ داشت، بار کرد و آورد جلو گاراژ و کارگاه کنار خيابان اصلي شهر، به نمايش عموم گذاشت تا بر زيبايي شهر بيفزايد. وقتي گلخانه و گلفروشي دائر کرد، خودش گل بود، پياده رو و لبة خيابان را نيز به گُل و گِل؛ گلدان؛ صندوق و نهال آراسته و عبور ممنوع کرد. مدّتي به اسم زغال فروشي، انواع قليان؛ تنباکو؛ترقّه؛ فشفشه و ... هم عرضه مي کرد؛ ايشان مشاغل ديگري هم داشت  و هميشه چند مورد را رعايت مي کرد:

همواره براي گرفتن پروانه کسب؛ مجوّز ساخت و پرداخت عوارض، با شهرداري مشکل داشت.

از اوّل صبح، جلو مغازه اش توي خيابان، صندلي يا کارتون مي گذاشت که ماشين ها پارک نکنند.

اکثراًچند تا از بازنشسته ها و بيکاران، داخل يا جلو مغازه اش از صبح تا شب مي نشستند وبراي بالا بردن فرهنگ جامعه، بحث هاي کارشناسي مي کردند.

هميشه همکاران خودش را گرانفروش مي خواند و مي گفت که اجناسشان تقلّبي و بي ارزش است.

سال به دوازده ماه با همان لباس کارگري اش، پيراهن پر از گچ و خاک؛ شلوار چرب مکانيکي،کفش آهني يا پوتينهاي گاوداري، توي کوچه و خيابان و اداره جات مي رفت و نقل کرده اند که ماجراهايش ادامه دارد 

 

( نویسنده: دکتر محمدتقی صالحی)

 

آشنایی با شهر
ارتباط با شهردار
شورای اسلامی شهر
پرسنل شهرداری
یادواره شهدای کهریزسنگ
پیامهای شهروندی
آشنایی با مراکز فرهنگی شهر
دفترچه عوارض 1397شهرداری
فلوچارت فرایند گردش کار شهرداری کهریزسنگ









شهروند گرامی : استفاده درست از اموال عمومی ،خاستگاه پایداری و توازن قوانین و حقوق شهروندی است .
سخن روز:
   
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شهرداری کهریزسنگ می باشد.
طراحی و اجرا توسط شرکت نوین پارمیس